تبليغاتX
تسبیح

 

 

تسبیح

دانه چهارم تسبیح من ××رجب××

بسم الله الرحمن الرحیم


امروز که می نویسم دوشنبه است نمی دانم کی این مطلب رو میذارم اما خوب ... امروز  اول رجب المرجب است آغاز ماه های دوست داشتنی خدا ،آغاز ماه هایی که سالکان و رهپویان را دوست سوار قطاری ابدی میشوند حالا دیگه هر چقدر جلو می ریم باید بندگان خدا سر هر ایستگاه می رسیم یه توشه ای بردارن تا وقتی می رسیم به ابدیت دست پر باشیم تا وقتی رسیدیم به سر منزل مقصود شرمنده نباشیم توی این مدت سه ماه باید خودمون رو بسازیم هر روزش مثل یه ایستگاهه و صد در صد مقصد لقاء الله است . البته میدونم بنده های کم ظرفیتی مثل من تا بهشون گفتن آی بندگان خدا اینجا بهشت است مسافران بهشت پیاده شوند زود می پرند پایین چون می ترسند از بهشت جا بمونند اما... همون هایی که بهشون می گویند بندگان مخلص خدا می مونند چون می دونند که مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانست . خدا این سه ماه رو عزیز قرار دادن تا بتونیم از این لحظه های پر برکت استفاده کنیم . امیدوارم که در شب سوم قدر در شب 27 ماه رمضان دست پر باشیم و قران به سر بگیریم . توی این ماهها دعا برای فرج آقا یادتون نره.به امید یک لحظه دیدارش.التماس دعا. 

جمعه ها را مي شمارم تا بيايي/ روز و شب در انتظارم تا بيايي
از غم اين روزگار سرد و خاموش/ يك دل رنجيده دارم تا بيايي

 

مــــا مــنـــتــظــريـــم از ســفـــر، بـــرگـــردي

يــــکـــروز شــبــيـــه رهــــگـذر بـرگردي

با کاسه ي آب و مجمري از اسپند

مــا آمده ايم پشت در، برگردي

وقتي سرشب که رفتنت راديديم

گــفـتـيم نمي شود سـحر، برگردي؟؟

مـــــــا مـــنــتـــظـــر تـــو ايــــم آقــا، نـکـند

يــــک جــــمــــعــــه غــــروب بي خـــبـر بـرگردي

مــن گــوشــه نــشـــيـــن کـــوچـــه بـــرگـشتــم

اي کـــاش کــــه از هــــمـــيــن گـذر بـرگـردي

پـــــرواز نــــمي کــنــيـــم از ايـنـجـا، بايد

در فــــصل نــبود بــال و پـر برگردي

وقتش نرسيده است اي مرد ظهور

 



دانه سوم تسبیح من ×× لحظه های انتظار ××

خاطرات سفر به جنوب کشورم فراموش کردنی نیست . هیچوقت طلائیه با آن غروب طلایی ، هویزه و ......را فراموش نخواهم کرد .. اما اینها همه حرف است همان روزها وقتی دستمون رو از توی قایق کنار اسکله داخل  آب کردیم یه نفر گفت اون کسی که اینجا می یاد لیاقت داره و من فکر نمی کردم اون لیاقت رو داشته باشم پس فکر کردم که این یه فرصته نه یه پاداش یه فرصت که خودمو بسازم اما چه خوب می گفت که وقتی چشمتون به آسفالتهای شهرتون افتاد یاد خاکهای شلمچه از ذهنتون پاک می شه . خیلی دلم می خواست که دوباره برم حالا که گناهانم بیشتر شده و دلم سیاه تر ....همیشه می گیم خدا نکنه دلمون پر از گناه بشه اما با همین گناهان کوچیک کم کم آینه دلمون سیاه می شه طوری که دیگه حتی با آب زمزم و با پارچه های حریر بهشت هم نمی شه پاکشون کرد ... بگذریم (که البته قابل گذشتنم نیست ) از همه جای جنوب که بگذریم ( که هر کدوم برای خودش حال و هوایی داره ) شلمچه یه حال و هوای دیگه اس  وقتی توی سفر ماشین ایستاد و بهمون گفتند اینجا شلمچه است یک لحظه قلبم ایستاد ... شلمچه ... شین اش شهادت ...لام اش لیاقت ..." ... شلمچه ... شهادت لیاقت می خواهد " وقتی از اتوبوس پیاده شدیم خانم  راهنما مون ( نامشون خانم جعفری بود خیلی مهربون بودند یادشون بخیر ... ) بهمون گفتند از اینجا تا خود مزار  هفت شهید گمنام حدود یه ربع راهه پس 5/1 ساعت وقت دارید برگردید درست یادمه وقتی پیاده شدیم غروب شلمچه بودیم  همونی که همیشه آرزوشو داشتم دوستم که خیلی از گم شدن توی این مکان مقدس نمی ترسید و به من می گفت گم شدن توی این مکان که واقعا قطعه ای از بهشته پیدا کردن خود و حتما خداست به من گفت حاضری پا به پام بیایی گفتم آره گفت اگه جا موندی من بر نمی گردم با هم بریم گفتم باشه کفشامونو از پا در اوردیم و براه افتادیم بچه ها تیکه به تیکه وایستاده بودند به نماز آخ که نماز توی اون تنهایی چه کیفی می داد آدم عشق می کرد .... حواسم رفت دنبال اون بیابون و بچه ها که نماز می خوندند که یهو دیدم دوستم که هیچوقت تنهام نمی ذاشت نیست منم خیلی ترسیده بود این طرف و اون طرف  رو نگاه می کردم تا ببینم یکی از بچه های اتوبوس رو ببینم آخه همه بچه ها سر بند داشتن اما باز هم نمی شد پیدا شون کرد من واقعا ترسیده بود چون من خیلی از تاریکی می ترسم ... نمی دونم چی شد یهو  یه کاروان دیدم که حدود چند متر اون طرف تر ایستاده بودند دعای فرج خوندن وقتی نگاهشون کردم دلم یهو ریخت پایین یه حسی بهم گفت برم طرفشون منم رفتم و با چشمانی پر از اشک که ناشی از ترس گم شدن بود دعای فرج رو با حال و هوایی خاص پنج مرتبه خوندن آخرای دعا بودیم که دوستم زد بهم و گفت خانمی تو کجا جا موندی  خانم جعفری داره در به در دنبالت می گرده من همون جا نشستم و به سجده رفتم وقتی سرم رو از سجده بلند کردم دیگه اون کاروان نبود به دوستم گفتم پس اون کاروان چی شد گفت رفتن ولی من هر چی گشتم پیداشون نکردم خلاصه رفتم به مزار همون هفت شهید گمنام که حریمی که براشون ساخته بودن خیلی زیبا بود همون جا دعای کمیل رو با شور خاصی خوندیم و دیگه بچه ها  تنهام نذاشتن چون می ترسیدند که دوباره گمم کنند ... اما به خودم گفتم ای کاش دوباره گم بشم تا ایندفعه خودمو پیدا کنم ...اما.... الان که دارم می نویسم عصر سه شنبه است چقدر دلم می خواست جمکران باشم ... دلم هواتو کرده یا مولا یا صاحب الزمان ....

قطعه گم شده اي از پر پرواز کم است ...

 يازده بار شمرديم و يکي باز کم است ...

 اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است ....

عرق شرم زمين است که سرباز کم است ....

يا اللهُ يا مُحَمَد يا عَلي يا صاحِبَ الزَمان اَدرِكني وَ لا تُهلِكني ...



دانه دوم تسبیح من

 ۱۰ ذکر از ذکرهای تسبیح من

۱- بعد از نماز ظهر دست چپ را بر محاسن بگیر و بگو « یا رَبَّ مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَدٍ ، صَلّ ِ عَلی مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَدٍ ، وَ أعتِق رَقَبَتی مِنَ النّارِ » (۱)

۲- از امام صادق نقل شده بعد از نماز ظهر بگو«بِاللهِ اعتَصَمتُ وَ بِاللهِ أثِقُ وَ عَلَیهِ أتَوَکَّلُ » (۲)

۳- هر ورز 360 مرتبه بگو « سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُ لِلّهِ ، و لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَ اللهُ اَ للهُ اَکبَرُ » (۳)

۴- هر روز 25 مرتبه بگو«اَللهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومناتِ ، وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ » (۴)

   ۵- { برای دفع حیله ی دشمنان }« اُفَوِضُ أمری اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصیرُ بِالعِبادِ » (۵)

۶- { برای دفع غمهای دنیا و آخرت } « لا اِلهَ اِلاّ أنٌت َ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ »(۶)

۷- هر روز ده مرتبه پیش از طلوع و غروب آفتاب « اَعُوذُ بِاللهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِن هَمَزاتِ الشَّیاطینِ ، وَ أعُوذُ بِاللهِ أن یَحضُرُونِ . اِنَّ اللهَ هوَ السَّمیعُ العَلیمُ » (۷)

۸- { برای جلب روزی و فراهم شدن امور}«ما شاءَ اللهُ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ»(۸)

۹- بعد از هر نماز « آیه الکرسی { بقره 255 } »(۹)

۱۰- بعد از نماز صبح بگو « اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی یَفعَلُ ما یَشاءُ ، وَ لا یَفعَلُ ما یَشاءُ غَیرُهُ »(۱۰)

 

1. بحار الانوار، 86/73 ، از جامع الاخبار

2 . فلاح السائل

3 . دعوات راوندی

4 . ثواب الاعمال ص 9

5 . سوره غافر آیه 44

6 . سوره انبیاء آیه 87

7. عقاید علامه مجلسی

8 . سوره کهف آیه 39

9 . مفتاح الفلاح ص 55

10. اصول کافی 2/531

 «میلاد با سعادت دخت نبی،زهرای مرضیه (س) بر همه شیعیان مخصوصا مادران ایرانی مبارک باد»

 آرزوی ما ....



دانه اول تسبیح من

10 توصیه ارزشمند  از علامه مجلسی

 

1 . در نماز شب برای مومنان دعا کن ، تا حاجتت زودتر بر آورده شود .

2. نماز شب و دیگر نمازهای مستحبی روزانه که  مکمل نمازهای واجبی است ، از سنتهای موکد رسول اکرم (ص) می باشد ، پیامبر اکرم (ص) هرگز تا زنده بود آنها را ترک نکرده،تو نیز آنها را ترک نکن و اگر تصادفاً ترک شد هر وقت توانستی قضای آنها را بجا بیاور.

3 . در نماز شب ، دعا ، تضرع و گریه زیاد کن ، که این لحظه در شب مناسبترین لحظات قرب خداوند است . درهای رحمت خداوند باز است و دعا و مناجات مستجاب است .

4. در هر فراز از فراز های نماز به اسرار و رموز نهفته در آن توجه کن .

5 . در میان شرایط استجابت دعا : حضور قلب ، توسل کامل ، انقطاع کامل  و اعتماد بر خداوند نقش اساسی دارند .

6 . برنماز جعفر طیار مواظبت کن و حداقل هفته ای یکبار آنرا بخوان و در هنگام سختی ها بخوان ، که برای قضای حوائج بسیار مجرب است .

7 . پنجشنبه اول هر ماه ، پنجشنبه آخر هر ماه و چهارشنبه اول دهه دوم هر ماه را روزه بگیر .

8. یکی از شرایط پذیرش اعمال تقوی و پرهیزکاری است .

9 . بدون آگاهی در مورد حلال و حرام صحبت نکن ، که فتوا دهنده در پرتگاه آتش است .

10 . هیچ عملی بدون علم فایده ندارد ، علم نیز بدون عمل سودی نمی بخشد .


 



بسم الله الرحمن الرحیم×× یا علی مدد

 

امام سجاد(ع) می فرمایند:(خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم ‏که تو در عرش کبریایی خود آن را نداری.من در کلبه ی فقیرانه ی خود ‏همچون تویی دارم و تو در عرش کبریایی خود همچون خودی نداری.)‏‏ خدایا! او که همه چیز را داشت این را گفت،من که هیچ ندارم چه بگویم؟خدایا!وقتی به نماز می ایستم آنقدر تهی گشته ام که نتوانم از وجود خویش ‏ابنیه ای سازم برای زندگیم.آن زمان که شور و شادی فراوان از درونم فریاد ‏می کشد و من ناتوان تر از آنم که وجودم را اندکی از وجودت دانم.‏ خدایا!در نمازم وقتی به قنوت می رسم دستانم می لرزند نمی دانم که از تو ‏چه بخواهم و فقط گریه می کنم .می بینی گریه فقط رابطه ی بین من و ‏توست. خدایا،حتی آسمان دگر تحمل گریه هایم را ندارد چرا که گریه های من ‏فراتر از گنجایش آسمان است.‏خدایا!من تمام حرف هایم را فقط به تو می گویم. من به دل خود یاد داده ام که ‏هر آنچه را که می خواهد به او ندهم.‏
 تا چه وقت باید هزا ران هزار گویش شبانه ی باران را به چشم ‏خرید . ‏‏ آری من وسعت شبانه ی بارانم . من تمام بود و نبودم وابسته به توست .

 

 

‏‏



خوشا صیدی که صیادش تو باشی ... خوشا دردی که درمانش تو باشی.... آهنگ صیاد از علیرضا افتخاری را گوش می کنید...

************خدایا ظهور و دیدار روی همچون ماه منتقم سیلی زهرا آرزوی ماست آرزویمان را برآورده ساز ************